جان می دهند برای زندگی
ولو شوی
روی قالیهای قرمز
هی بغلت کند آفتاب
خیره ات کند سبزی شبرنگ برگها
کیفور شوی از شوق
رها شوی از غم آنیتا!
http://mahak-charity.org/main.php
چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 توسط آنیتا |
ثانیه های سینه خیز به سوی تو می کشاندم
در مدار راه شیری ات ناپدیدم می کند.
بارورم می کند.
این گونه شعر از راه می رسد.
وباران.
همچون دلتنگی تعویض فصلها
در زهدان زمین.
آنیتا!
http://www.bechildfund.eu
شنبه پانزدهم فروردین 1388 توسط آنیتا |
Design By Parstheme