|
می نشینم
رو به این آینه های مشجر
روحم
قطره قطره سقط می شود.
می خواهم تکه تکه کنم
سینه هایم را
دستهایم را
زنانه هایم را
رانهایم را
و چون دخیل
بیاویزم از درختان کوچه بالا
فریاد کنم
تا باورم کنی
شریک برای این تن نفرینی نمی خواهم
تو می توانی
معجزه ام باش.
آنیتا!
پ.ن. امیدوارم در من بهار بیاید دیگر بار
http://www.bechildfund.eu/

|